صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
485
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
پرچم را با بازويش برگرفت و تا كشته شد آن را نگهداشت . گويند : يكى از دشمنان رومى ، ضربهاى بر پيكرش وارد آورد و او را دونيم كرد . به پاداش دستهايش ، خداوند در بهشت دو بال به او عطا كرد تا به هر جا كه بخواهد پرواز كند . به اين سبب به « جعفر طيّار » و « جعفر ذى جناحين » مشهور گشت . ( 1 ) بخارى از نافع نقل مىكند كه ابن عمر - رضى اللّه عنه - گفت : روزى كه جعفر كشته شد ؛ « 1 » به بالينش رفتم و پنجاه زخم تير و نيزه را بر پيكرش مشاهده نمودم كه هيچ يك از آنها به پشت او اصابت نكرده بود . « 2 » در روايت ديگر از ابن عمر آمده كه : در آن نبرد با مسلمانان بودم و به جستجوى جسد جعفر پرداختم . او را در ميان كشتهشدگان يافتم كه حدود نود و چند زخم شمشير و تير در بدن داشت . « 3 » عمرى از نافع زياده روايت مىكند كه : تمام زخمهاى بدن جعفر در قسمت جلوى پيكرش بود . « 4 » پس از آن همه رشادت ، جعفر - رضى اللّه عنه - كشته شد و عبد اللّه پسر رواحه ، پرچم را در دست گرفت و سواره پيش افتاد و به حديث نفس پرداخت [ و از نفس مىخواست فرود آيد ] و پس از مكثى كوتاه ، دورى زد و گفت : « اى نفس ! سوگند خوردهام كه بايد - خواه ناخواه - سر فرود آرى و آمادهء پيكار شوى و به ميدان جهاد پا نهى . اكنون كه مردم سر و صدا ساز كرده و آماده جنگ شدهاند ؛ چيست كه تو را نسبت به بهشت بىميل مىبينم ؟ ! » « 5 » ( 2 ) پس از اين گفتگو از اسب فرود آمد . يكى از پسر عموهايش مقدارى گوشت برايش آورد و گفت : خود را با خوردن اين گوشت تقويت كن ؛ زيرا در اين روزها مشقت زياد تحمل
--> ( 1 ) - سى و سه سال داشت . ( ابن هشام ) ( 2 ) - بخارى . ( 3 ) - همان . ( 4 ) - فتح البارى . ظاهر اين دو روايت در شمار زخمها يكى نيستند . اما جمع ميان آن دو چنين است كه : روايت اخير ، زخم تير و شمشير را با هم آورده است . ( 5 ) - أقسمت يا نفس ! لتنزلنّه * كارهة او لتطاوعنّه إن اجلب الناس و شدّوا الرّنّه * مالى اراك تكرهين الجنّة